دوباره سلام

 

اوووووووووووووووووه ۱۴ اردیبهشت!

یکماه هم بیشتره که چیزی ننوشتم ها.(البته ظهر یه سری زدم حس نوشتن نبود فقط یه بیت شعری که ازش خیلی  خوشم اومد رو گذاشتم)

اره خوب این مدت خیلی کار داشتم،یه چند روزی هم این کامپیوتر ما خراب شده بود و حس درست کردنش نبود.

دیگه اینکه سرگرم نمایشگاه کتاب بودم و خرید منابع ارشد،یه چند روزی مهمونی که خوش گذشت.و بالاخره راهی تبریزم شدم،و با تبریز و همشهری های ترکمون هم دیگه واقعا خداحافظی کردم.تسویه حساب!دیگه فارغ التحصیل فارغ التحصیل شدم،حتی کارت دانشجویی هم ندارم البته یه کپی ازش واسه یادگاری گرفتم.

هوم!باورم نمیشه ،چقدر زود گذشت پرونده ی دوران دانشجویی ما هم با همه ی خاطره هاش:مردم ترک زبان،همکلاسی های یخ،عکسش دوستای خوب و با مرام ،فضای دانشگاه تبریز که تو بهار انگار واقعا یه تیکه از بهشت بود ،دکتر فرهودی و کلاسای خوب و  کلام پر صداقتش-که این دو تای اخری تنها چیزایی بودن از تبریز که من از ته دل دوسشون داشتم-بالاخره بسته شد.روزگاره دیگه ،همه چی میگذره.(البته در مقطع کارشناسی)

دیگه اینکه این روزا حالم نه خیلی خوبه نه خیلی بد.ولی باید خیلی خیلی خوب شه چون امسال میخوام ازمون ارشد بدم و تصمیم گرفتم که حتما با رتبه ی عالی قبول شم.ان شاءالله

راستی لطفا اگه از هم رشته ای های ما کسی به وبلاگ من سر زد وقصد ازمون هم داشت -که چه بهتر-خوشحال میشم تبادل اطلاعات کنیم.

 

نظرات 1 + ارسال نظر
افروز دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:18 ق.ظ

سلام عزیزم
ایشالله که با انرژی فراوون درساتو بخونی
سال دیگه تهران میبینمت
:-*

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد