دیشب شب رویای تو بود و
تو نبودی
با من یل یلدای تو بود و
تو نبودی
دیشب نفس باغچه
در سایه ی مهتاب
خوشبو زنفس های تو بود و
تو نبودی
گفتی که:
غزال غزل زخمی عشقم
دل وسعت صحرای تو بود و
تو نبودی
دیشب لبم از سوز سخن های تو
میسوخت
در من همه غوغای تو بود و
تو نبودی